وزن تحريمي ها در انتخابات مجلس هشتم
دوشنبه 27 اسفند1386پيروزي قاطع تحريم كنندگان انتخابات در تهران
وزارت كشور از ارايه آمار دقيق واجدين شرايط در تهران و شهرستان ها و همچنين تعداد دقيق برگه هاي راي مصرفي خود داري مي كند.
اما به اين نكات توجه كنيد:
- صفرعلي براتلو رييس ستاد انتخابات استان تهران در نشستي مطبوعاتي روز پنج شنبه 23 اسفند با خبرنگاران اعلام كرد :
در مجموع استان نه ميليون و 700 هزار نفر بالاي 18 سال واجد شرايط راي دادن هستند كه از اين تعداد 6 ميليون و 573 هزار و 48 نفر در شهر تهران حضور دارند.
- از طرفي ديگر فرمانداري تهران نيز اعلام كرده است كه :
از نتايج شمارش 2 هزار و 880 صندوق از 3 هزار و 904 صندوق تهران بزرگ مجموع آراي مأخوذه از صندوقهاي شمارش شده يك ميليون و 385 هزار و 286 رأي است.
بر اساس آنچه كه من از برخي منابع آگاه در ستاد انتخابات كشور و وزارت كشور كسب اطلاع كردم كل تعداد شركت كنندگان در انتخابات تهران كمتر از يك ميليون و 700 هزار نفر بوده است.
با اينكه آمار هاي وزارت كشور با آمار مزكر آمار ايران در تناقض است. اما اگر همين آمار را براي رسميت بخشيدن به آنچه مي گوييم مبنا قرار دهيم تنها حدود 25 درصد مردم تهران در انتخابات مجلش هشتم شركت كرده اند و 75 درصد مردم تهران در اين انتخابات حضور نداشته اند.
البته وزارت كشور ميزان حضور مردم را حدود 40 درصد اعلام كرده است كه به اين ترتيب نادرستي اين ادعا به اثبات مي رسد.
تحريمي ها با بيش از 75 درصد آرا پيروز قاطع انتخابات تهران بوده اند. در باره دیگر شهر ها نیز مسلما با دسترسی به آمار های واجدین شرایط و تعدا آرا ماخوذه می توان در باره ادعای حضور ۶۰ درصدی مردم ایران در انتخابات به تحقیق پرداخت و درستی و یا نادرستی آن را به اثبات رساند. البته اولین و ابتدایی ترین نتیجه پیروزی تحریمی ها، رفتن اعضا لیست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به به خارج ازفهرست ۳۰ نفر اول تهران بود.
اين آمار البته پيامدهاي دیگری نيز دارد كه پس از فراغت از ستاد انتخابات وزارت كشور و در عيد نوروز بيشتر بايد در آنها به تامل پرداخت .
اگر رای نمی دهیم حداقل نزدیک عید به دقت خرید کنیم
سه شنبه 21 اسفند1386خرید و انتخابات
مردم در حال خرید عید هستند و چانه زنی بر سر قیمت لباس و اثاث ( و نه برنامه های نامزدها و یا حتی اشخاصی که تمثال آویخته اند بر دیوار های شهر) . لزومی ندارد در باره رویدادی که کسی میلی برای در آمیختن با آن را ندارد و حکومت جمهوری اسلامی ایران آن را"انتخابات مجلس هشتم" خوانده، سخنی جدی راند. زندگی ادامه دارد و تحریمی ها این بار برنده اند حتی 3 روز مانده به انتخابات هر کسی که در این شهر زندگی کند این موضوع را با ساده ترین مدل های تحلیل می تواند به اثبات برساند.
البته همکاران رسانه ای صدا و سیما مجبورند که جمعه کلمه های"باشکوه" و"دشمن شکن"را برای این اتفاق استفاده کنند، اگر نه همه می دانیم که آنها هم در این شهر زندگی می کنند؛ بدتر از همه اینکه زندگی در این شهر نیاز به حقوق ماهانه دارد.
- اصلاح طلبان هم که باید رای بدهند اگر نه که مجبورند بار دیگر که از پنجره بیرونشان کردند از دود کش ها وارد شوند.سخت است و قابل درک.اما من باز هم نفهمیدم معنی این تاکتیک اصلاح طلبان را: "حضور معترضانه"!
" کف مطالبات حداقلی" یا " آرامش فعال" و استراتژی ها و تاکتیک هایی از این دست که یادتان هست؟
حمله می کردند تا قانع شویم
جمعه 3 اسفند1386
لطفا از قطار بی ترمز پیاده شوید
استراتژی حمله و اقناع؛ آنها این راه را در پیش گرفته اند، یا شاید بهتر است بگویم تا همین اندک زمانی قبل تر، پیش ازآنکه بلیط هایشان را به دستشان دهند و از قطار بی ترمز پیاده شان کنند، این راه را در پیش گرفته بودند.
می توفیدند، می خروشیدند، و می نواختندمان که شمایان همان سبب سازان این طوفان بنیان کن اصلاح مایید، که شمایان رییس دولت نهم را اقتدار دادید، شمایان منفعل اید، میهن بر باد ده، چشم به بیگانه دوخته و...
سوار بر این توسن می توفیدند، می خروشیدند و می نواختندمان به جرم رای نینداختن به نام آنها در صندوق ها.
حالا شب ها در ستادهایشان بیتوته می کنند که نامزد بدهیم یا نه؟رای بدیم یا نه؟ بیایم و برویم یا نه؟
البته که آنها می توانند. همیشه توانسته اند. مگر آنها به نام آزادی انقلاب نکردند و جمهوری اسلامی آوردند؟ مگر سالها بر این خاک حکم نرانند و مگر همین ها نبودند و نیستند که آیت الله خمینی رهبر کالیزمای نشسته بر محراب مقدسشان است؛ همچنان؟ مگر جامعه مدنی را مدینه النبی نکردند برایمان؟ پس باز هم می توانند، حتی گاه تواناتر از دولت نهم. می تواند هر اصلی را، هر اخلاقی را و هر وضعیتی را بر اساس آنچه خود می خواهند تعبیر کنند، هرچند صحن دانشگاه کلمبیا یشان کوچک تر است.
وقتی امکان رقابت ندارند، نامزد معرفی نمی کنند، رای هم نمی دهند.
چرا از اصولگرایان حمایت نمی کنند؟
سوال اینجاست، چرا از نامزد های اصولگرایان جبهه متحد، اصولگرایان فراگیر و یا حتی اصولگرلیان مترقی دفاع نمی کنند؟ مگر اصل بر انتخابات نیست و شرکت در آن با شناسنامه های مهر خورده و رای های در صندوق ریخته شده برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی؟ چرا نمی شود بر اساس استراتژی "آرامش فعال" و" کف مطالبات حداقلی" با این همه گروه های متنوع! اصولگرا به توافق رسید...
وقتی برای آنان پاسخ منفی است. چرا برای ما همیشه مثبت فرضش می کنند؟ چرا ما وقتی نامزدی از همفکران و هم طبقه ها و صد ها"...هم..." دیگر نداشیم و نداریم، باید به نامزد های آنها رای می دادیم و بدهیم؟
چرا؟
اگر رای نمی دادیم، گناه کار بودیم وحال که نیروی اقناع مان را در اختیارشان قرار نمی دهیم، موستوجب بر دوش کشیدن بار دولت نهم؟
این رفتار دو گانه اصلاح طلبان را که زمانی با اقناع و زمانی با حمله و شاید روزی با ترس می خواستند پای صندوق ها بکشانندمان حال باید چگونه پاسخ داد؟ فعلا در اندیشه این پاسخم، اگر نه که نگرانی از بایت اتفاقی که قرار است 24 اسفند بیفتد، نیست. 24 اسفند هر اتفاقی که بیفتد اسمش انتخابات نیست حتی با حضور بیش از 60-70 درصدی شناسنامه ها. حالا هر کسی هرچه دوست دارد بنامدش.
مهران قاسمی دوست و همکار قدیمی در گذشت
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است !
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است ؟
از ادعای استقلال تا ادعای آزادی خواهی
شنبه 12 آبان1386بحران روزنامه نگاری برای اصلاح طلبان و دمکراسی در کلام
بحران "دمکراسی در کلام" اصلاح طلبان حکومتی این روزها دامنگیر روزنامه نگاران اصلاح طلب شده است آنهایی که هنوز چیزی از آزادی بیان، گردش آزاد اطلاعات و روزنامه نگاری مستقل به یاد دارند.
برخی از همین دوستان البته درماجرای دور نهم انتخابات ریاست جمهوری به دلیل حمایت از هاشمی رفسنجانی و برای رای آوردن وی ازهر اخلاق روزنامه نگاری و حرفه ای روی گردان شدند و شد آنچه نباید می شد - شخصا این وضعیت را تجربه کرده ام-.
حال البته باید بازگشت این همکاران به عرصه روزنامه نگاری مستقل را به فال نیک گرفت. هرچند که گفته های دوست عزیز و همکار سابقم در ایلنا نیز بسیار دقیق و قابل تامل است.
اما چند پرشس که امیدوارم این دوستان به آنها پاسخی در خور دهند:
لوگوهای حزبی
اول اینکه وقتی لوگو یک روزنامه به نام یک حزب سیاسی است، آیا اساسا آن حزب حق دارد که بر اساس منافعش روزنامه را اداره کرده و مطالب روزنامه هم نشانگر نوع نگاه و بینش آن حزب به اتفاقات پیرامونی باشد، یانه؟ به این ترتیب وقتی در یک روزنامه که به عنوان" ارگان رسمی" یک حزب در حال انتشار است مشغول کار می شویم، چگونه می توانیم ادعای مستقل بودن کنیم و دم از روزنامه نگاری مستقل بزنیم و از مدیران آن هم انتظار داشته باشیم به استقلال ما احترام بگذارند؟
ادامه مطلب
آن مرد آمریکایی به پا خاست
سه شنبه 10 مهر1386آنها هیشه خرد وزانند و عاقلان و دور اندیشان
وقتی کنگره آمریکا پس از صحبت های جالب رییس جمهور اسلامی ایران هدیه به وی داد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست تروریستی قرار داد، به این مساله می اندیشیدم که آیا باز هم دوستان اصلاح طلب ما را که رای هایمان را در صندوق ها نریختیم، مسئول و متهم آغاز جنگ ایران با آمریکا معرفی خواهند کرد؟
آیا دوباره این ما هستیم که جاده را برای جنگی جدید در خاورمیانه صاف کرده ایم، آن هم تنها به این دلیل که حاضر نشدیم رای هایمان را به کسانی بدهیم که وقتی به قدرت می رسند در صندلی های پارلمان و ریاست جمهوری می نشینند اول کس که از یاد می برند ماییم که شهروندیم و حقوق انسانی و شهر وندی و حقوق اساسی داریم.
و دوم چیز که از یاد می برند وعده هایشان است برای اصلاح و دمکراسی و آزادی و ...
اگر هم کاری می کنند برای هم حزبی هایشان است و دوستان و دست پرودگان. ما در این بین کسی نیستیم ،انسان هایی خارج از تعریف نظام که باید رای بدهیم تا آمریکا نیاید اگر نه که خواسته های ما به هیچ است در بازی بزرگ آنها.
باز ما متهمیم و مقصر و اگر نه آنها که همیشه عاقلانند و پیش تازان و صلح طلبان و عاقبت اندیشان. خرد ورزان آنانند نه ما که حقی در این میان برای انتخاب خود نداریم و کسی هم حقی به ما نمی دهد، قرار هم نیست که کسی حقی برایمان به رسمیت بشناسد.
ادامه مطلب
یک پرسش ساده
« بهتر است آقای خامنهای فقط به یک پرسش پاسخ بگوید: چگونه میتوان به صورت مسالمتآمیز ایشان را از قدرت کنار زد؟ چگونه میتوان دربارهی کنار نهادن ایشان از قدرت سخن گفت، بدون اینکه...»
اکبر گنجی
اما با چه کسی رقابت خواهیم کرد این بار!
اندک اندک همه مهیای بازی می شویم. رویا فروشان امسال هم در راهند. اما می دانید من به چه فکر می کنم به کسانی که با هم رقابت خواهند کرد و می دانید رقابت اصلی تحریمی ها با چه کسانی خواهد بود؟
-اصلاح طلبان. اصلاح طلبان حکومتی. مخالفین جنگ ایران و آمریکا. رای دهندگان دمکراسی خواه امیدوار به تغییر درونی نظام و...
و آنها هم با ما به رقابت برخواهند خواست، چرا که خواستگاه همه ما یکسان است،عنصری مشترک همه مان را به هم پیوند می زند در این کارزار رقابتِ رای دادن و ندادن: دمکراسی!
دمکراسی!
چقدر گران می فروشندش در خاورمیانه! چقدر گزاف است بهایش در سرزمین ما و همسایگانمان!
و چقدر دلمان می تپد برایش!
...
این بار باید از دوستان جدیدی که یاقته ام( آوی و حمیدرضا) سپاسگزار باشم، از غار بیرون شدم به جادوی کلام این دوستان نو یافته.
آموزش رندی برای خبرنگاران
یکشنبه 8 بهمن1385وقتی روش های آکادمیک، فضای سرد مصا حبه را برهم نمی زنند و خدمات شهری مکانیزه شده اند
زنگ می زنم به همیشه استاد. هروقت در کارها گیر می کنم یا به او زنگ می زنم و یا به ...
آنقدر فضا بسته است و سنگین که هیچ کدام از روش های استاد محسنیان راد هم برای باز کردن فضای مصاحبه به کارم نمی آید. اطلاعات حتی به صورت قطره چکانی هم در اختیارمان قرار نمی گیرد. چند روز قبل از حضور در آنجا ترتیبی اتخاذ کرده اند تا یکی از خبرنگاران موثر در انتخابات پیشین (هرچند نزدیک به شورای نگهبان)، تنواند حضوری در پوشش انتخابات داشته باشد، یکی دیگر هم که من امید بسته بودم به حضور موثرش همان شب اول پدر شده و به آغوش خانواده می رود و ما می مانیم و بقیه ای که همه با هم سر جمع...
ادامه مطلب
کاوه ای نخواهد آمد امید کاشکی اسکندری پیدا شود
چهارشنبه 13 دی1385آیا آن تمدن برتر به پا خواسته است
قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب شد.
تصویب این قطعنامه گامی اساسی بود برای رویارویی ایران و آمریکا.آنچه بسیاری از اصلاح طلبان، تحریمی ها را متهم می کنند به اینکه در ندادن رای گوشه چشمی دارند به آن سوی مرزها ؛ با تصویب این قطعنامه جدی تر می شود.
آنچه می خوانید توصیفی از پیش بینی برخی رای ندهندگان است در ایران مبنی آغاز عزم جهانی برای تغییر در ساختار نظام حکومتی ایران ( طولانی شدن متن به این دلیل است که باید با احتیاط فراوان در باره مساله ای که می خواهم مطرح کنم بحث می شد اما از مقدمات تا حد امکان کاسته ام و بیشتر آن را به دانسته های پیشین و عمومی خواننده وانهاده ام.)
سرزمینی را در نظر می آوریم که مذهب در آن رشه ای بسیار عمیق دارد و تارخ آن سرتاسر یا بر مدار مذهب بوده و یا نشات گرفته از آن. مردمی که اعتقاد دارند، مهم نیست به چه و کدام آیین و کیش، مهم این است که به ماورا الطبیعه اعتقادی راسخ دارند . ماورا الطبیعه چنان در فرهنگ، گفتار و زندگی
رزو مره شان رسوخ و رسوب کرده است که جزئی جدایی ناپذیر از آ ن محسوب می شود. چیزی چون شالوده،کنه و تاروپود رفتارهایشان...
ادامه مطلب
روزهاي پاياني
چهارشنبه 29 آذر1385يلداي انتخاباتي
انتخابات به روزهاي پاياني رسيده است. همچنانكه روزهاي انتخابات چندان براي مردمي كه حتي پاي صندوق هاي راي هم آمدند پور شور و شوق نبود ؛ روزهاي اعلام نتايج هم همينگونه است. دليلش را نمي دانم شايد يكي از عواملش همين راي دادن به خاطر ترس باشد. احمدي نژاد و رايحه خوش خدمت در به دست آوردن اكثريت شكست خورده اند و نه در به دست آوردن كرسي ها. بنابر اين تحليل هايي كه از شكست آنها حكايت دارد چندان علمي و قابل اتكا نيستند. تحريمي ها هم البته توفيقي در به دست آوردن اكثريت نداشتند؛ بماند اينكه آيا توافقي جمعي مبني بر شكستن تحريم از سوي مسولين ، مجريان، ناظران و برخي كانديداها و ليست هابود يا نه؟!
در هر حال تحليل آماري اينكه چند درصد از مردم بار ديگر اين انتخابات را تحريم كردند و آگاهانه پاي صندوق ها نرفتند مدتي طول مي كشد چرا كه نه آمار دقيق از سوي وزارت كشور و ستاد انتخابات اعلام شده و نه گويا چنين قصدي وجود دارد. چند روزي است كه حتي از اعلام تعداد صندوق ها نيز خود داري مي كنند.
علي رغم تمام احتياط ها درباره آمارهايي كه بتوان از آنها تحليلي به دست آورد برخورد با خبرنگاران در ستاد انتخابات در اين چند روزه بسيار بهبود يافته است. اين واقعيتي است كه نبايد از آن چشم پوشيد . جناح اصول گرا اگر خطري از سوي كس يا جرياني احساس نكند ترجيح مي دهد كه با آن درگير نشود. نيازي هم ندارد.
برخي نوشته ها را اندوخته ام، با تاملي بيشتر بنويسم تا از فضاي احساسي انتخابات به دور باشند و مايه دردسر براي ديگران نگردند.
اما در يك بر آورد كلي مي توان حدس زد كه بار ديگر تحريمي ها همان پايگاه حدود ۱۷ درصدي خود را حفظ كرده اند هرچند كه اين انتخابات محلي تر بوده و حساسيت برانگيزتر براي شهروندان. البته از تعدادي كه در اين دوره به راي دهندگان پيوستند نيز نبايد چشم پوشيد.
- درباه تخلفات و تقلب در انتخابات هم بايد اندكي صبر به خرج داد . اسناد قابل استنادي در دست نيست( حداقل در دسترس من نيست) اما برخي شبهه ها در باه تعداد آرا بسيار جدي هستند. در اين باره مي توان به تامل پرداخت اما بعد از اعلام نتايج قطعي وبه دور از فضاي انتخاباتي!
حامیان قالیباف و تکرار تجربه کیهان
حامیان قالیباف در سایت های خود اعلام کرده اند که حداقل ۸ کرسی از شورای شهر تهران را به دست آورده اند. این درحالی است که هنوز تا این ساعت (۲ بامداد) بسیاری ویا تقریبا هیچ یک از صندوق های شورا باز نشده است زیرا هیات اجرایی به دلیل استهصال سريعتر آرا خبرگان و میان دوره ای مجلس شورای اسلامی ابتدا آرا صندوق های این انتخابات ها مي شمارند.
کیهان نیز سال گذشته و در انتخابات رياست جمهوري، جمعه ساعت ۸ شب برای شنبه تیتر زده بود:" شهردار تهران رییس جمهور شد". در حالی که انتخابات تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت!!!
نوار پیروزی های اصولگرایان ادامه یافت ؛ ائتلاف بزرگ اصولگرایان 8 کرسی؛ رایحه خوش خدمت 4 کرسی ، اصلاح طلبان 3 کرسی / خبرگزاری مهر
پيروزي كانديداهاي ائتلاف بزرگ اصولگرايان در انتخابات تهران/ ایرانیوز
بازي بازيگران
جمعه 24 آذر1385پيشبيني نتايج انتخابات و رفتارهاي انتخاب كنندگان ايراني/عباس عبدي
انتخابات اصلاح طلبان تمام شد دوباره بخوابيد يا فيلم ببينيد/ هنوز
بهتر است با حقيقت روبرو شويم.رنداني كه راي ندادند/ مهدي جامي
تحریم هنوز درون پارادایم اصلاحات ادامه حیات می دهد
پنجشنبه 23 آذر1385وظیه شهروندی ماست که از آرا اصلاح طلبان دفاع کنیم
همانطور که گفتم از قرار معلوم گویا چندان پاسداری از آرا در این دوره از انتخابات در میان نیست.
دوستی تماس می گیرد و می گوید که گویا هزاران بسیجی عازم تهران شده اند و قرار است تاثیری شگرف در نتایج انتخابات داشته باشند.
نگرانی درباره تخلف و تقلب در آرا بسیار بالاست. به دو دلیل باید از آرا دوستان اصلاح طلب که در این مدت به این نتیجه رسیده اند که حضورشان در انتخابات موثر است پاسداری کرد:
اول به این دلیل که همه ما باید به حقوق سایر شهروندان احترام بگذاریم و از آن دفاع کنیم.
دوم به این دلیل که تقلب در انتخابات به صورت طبیعی تعداد شرکت کنندگان را بیشتر نشان خواهد داد. همچنین نسبت آرا اصلاح طلبان و محافظه کاران بسیار دور از انتظار خواهد بود در حالی که تحریمی ها درست است که به اصلاح طلبان رای نداده اند اما قرار هم نیست که آرا نرفته در صندوقشان به نام محافظه کاران از صندوق ها بیرون بیاید.
اصلاح طلبان "باید" به شدت در برابر تقلب در انتخابات واکنش نشان دهند طبیعتا در این باره همراهی بسیاری ازتحریمی ها را هم در کنارشان خواهند داشت.
یادمان باشد تحریم همچنان در درون پارادایم اصلاحات ادامه حیات می دهد
همین که به پای صندوق های رای نمی رویم یعنی هنوز بااین عقیده اصلاح طلبان همراهیم که باید سرنوشتمان را در پای صندوق های رای مشخص کنیم. امیدوارم اصلاح طلبان این پیام تحریمی ها را دریافت کنند. در ضمن دوپاره کردن جریان تحریمی و اصلاح طلبان به گونه ای که دیگر نتوان آنها را به هم پیوند داد به زیان هردو گروه است. یادمان باشد که ما به تشکیلات آنها نیازمندیم و آنها به آرا ما؛ در حالی که هدف هر دو گروه ایجاد تغییرات دموکراتیک در ساختارهای حاکمیت است هرچند برخی اصلاح طلبان همچنان از خیال ها شان بیرون نیامده باشند.
چه امیدها چه امیدها...
پنجشنبه 23 آذر1385دیروز در نازی آباد جهانبخش خانجانی را ملاقات می کنم. نجفی هم هست. صحبتی می کنیم درباره تخلفات و...
می پرسم: چقدر امید دارید برای پیروزی و حدس می زنید چند نفر از اصلاح طلبان به شورا راه پیدا کنند.
می گوید: امیدواریم ! فکر می کنم ۳ یا چهار نفر از ا صلاح طلبان را بتوانیم وارد شورا ها بکنیم.
خانجانی همان کسی است که در انتخابات پیشین بعد از آنکه مشخص شد آقای احمدی نژاد رقابت را برده در جمع خصوصی خبرنگاران در حالی که خستگی برگزاری انتخابات و سوالات خبرنگاران کلافه اش کرده بود گفت: حداقل ۲ یا ۳ ملیون رایی که به نفع آقای احمدی نژاد در صندوق ها ریخته شد رای اپوزسیون ویاتحت تاثیر آنها بود و این پیامی است که باید بدان توجه شود.
حال سوال این است در طی ۳ انتخاباتی که اصلاح طلبان شکست را پی در پی پذیرفته اند چقدر به پیام مردم توجه کرده اند و چه تدبیری اندیشیده اند برای حل این مشکل جز اینکه جزمیت خود را افزوده اند به "باید در انتخابات شرکت کرد".
- تا این لحظه بر اساس پیش بینی ها احتمال پیروزی یاران احمدی نژاد در انتخابات بسیار بیشتر از سایر گروه هاست. حتی یاران قالیباف هم به این قضیه به صورت ضمنی معتقدند و...
وزارت کشور تا کنون آمار رسم و دقیقی را درباره واجدین شرایط شرکت در انتخابات منتشر نکرده است اما علی اصغر کار اندیشاعلام کرد که در انتخابات شوراها تعداد واجدین شرایط حدود ۴۳ ملیون نفر است.
چند نکته انتخاباتي
پنجشنبه 23 آذر1385سال گذشته در این ستاد مستقر بودم و با همکاری دوست قدیمیم توانستیم پوشش خبری بسیار مناسبی از اتفاقات ستاد انتخابات و حاشیه آن ارائه دهیم تا جایی که حتی از برخی خبرگزاری ها هم جلو افتادیم و دوستانمان در خبرگزاری برای دانستن آنچه در ستاد رخ می دهد به این وبلاگ مراجعه می کردند. امسال گویا این عزیز کمی سرش شلوغ است و... اینجا سعی می کنم اخبار را ارائه کنم خصوصا حاشیه رخ دادها را.
چند روزي است در همايش هاي اصلاح طلبان شركت مي كنم. مهمترين خصيصه اين جلسات تعداد بسيار كم حاضران در جلسات است برخلاف جلسات ستادهاي محافظه كاران كه عموما شلوغ و پر جمعيت است.
- مساله ديگري كه يادآور" پرزنت هاي" گلد كوئست هم هست اينكه اعلام مي شود فلان فرد با چهره موجه در جلسه حضور دارد و وقتي مي روي او را ببيني تا آخر جلسه اعلام مي شود كه ايشان مي آيند اما تا پايان نمي آيند و تنها از سوي ايشان عذر خواهي مي شود.
- در اين جلسلات پي بردم كه كنار آمدن با اصلاح طلبان بسيار سخت تر از آن چيزي است كه فكرش را مي كرديم. بسياري از اين دوستان هنوز ريشه هاي ايدئلوژيك خود دروفاداري به امام خميني را به شدت حفظ كرده اند و آنچه در باره دعوت به حضور در انتخابات اعلام مي كنند همان تكليفي است كه امام خميني در باره حضور در انتخابات بر عهده ايشان نهاده است البته با کلماتی که سعی می کنند مدرن تر باشد و جوان پسند. بنابر اين پيوستن ايشان به جرگه تحريم كنندگان انتخابات عملا محال ممكن است حتي اگر در سخت ترين شرايط قرا گيرند و یا اساسا از نظام و حوزه سیاسی اخراج شوند.
- علاوه بر اينكه مشاركت شهروندان در جلسات اصلاح طلبان بسيار اندك است به نظر مي رسد مشاركت شهرندان در انتخابات بسيار كمتر از اين جلسات باشد اين مساله به تاييد دوستاني كه دیروز در ميادين شهر بوده اند نيز رسيده است.
- دوستان اصلاح طلب مشغول شديم به مباحث خودمان كسي نپرسيد كه چرا آمار واجدين شرايط در انتخابات اعلام نشده؟ چرا وزارت كشور سخنگو ندارد و ... مگر رسانه ها در اختيار شما نيستند و مگر شما به مطالبات حداقلي راضي نيستيد. حداقل براي پاسداري از آرا خودتان به اتفاقاتي كه در وزارت كشور در حال رخ دادن است حساسيت بيشتري نشان دهيد گويا قرار نيست چندان پاسداري هم از آرا بشود.
- عذرم را بپذیرید در استفاده نکردن از علامت های سجاوندی چراکه کامپوتر اینجا این علامت ها را به غیر از نقطه نمایش نمی دهد.
میم یا دال؟
چهارشنبه 22 آذر1385رویارویی با دشمن فرضی که هر ۹ روز یک دسیسه می چیند
"فرض"!
برای تحلیل شرایط این نوع از انتخابات که اندکی به توصیف و موشکافی در آن خواهیم پرداخت، تجربه ای چندان عملی و روشن در ایران وجود ندارد که از آن برای مثال ها و یا اثبات فرض هایمان بهره بگیریم. همه فرض اند و ما باید عموما بر مفروضات ذهنی مان ( که شاید رویایی دور باشند) تکیه کنیم.
حال برای باز شدن موضوع" فرض" را بر این می گیریم که انتخابات انجمن شهر و یا شورای اسلامی در راه است. گروه ها، دسته ها و احزاب به تکاپو افتاده اند. برنامه ها در حال تدوین است. یکی اولویت و تمرکز برنامه خود را برموضوع تراکم گذاشته، دیگری بر کاهش عوارض شهرداری تاکید دارد، حزبی دیگر حمل و نقل عمومی را دست آویز برنامه های خود کرده و اعلام نموده است که در طول دوره تسلط بر شورا N تعداد بر دستگاهای اتوبوس،N تعداد بر تاکسی ها و چندین کیلومتر بر خط مترو خواهد افزود؛ گروهی دیگربرنامه ای متفاوت با راهکار هایی مدرن تر برای حمل ونقل عمومی پیشنهاد می دهد و معتقد است باید علاوه بر سخت افزار حمل و نقل، برای مدیریت انسانی آن هم چاره ای اندیشید.
درباره کاهش ترافیک گروهی در برنامه شان اولویت را براین می گذارند که قادرند با برنامه ریزی کارشناسان شان و اجرای مدیرانی که به شهرداری می آورند روزانه ۱۵دقیقه از ترافیک تهران بکاهند .آن دیگری بر حل مشکلات فرهنگی شهر و مثلا کاهش هزینه دفع و دفن زباله و بازیافت آن تکیه کرده و معتقد است برای حل مشکلات شهر باید بر بودجه فرهنگی شهرداری افزود و...
انصاف اگر روا داریم باور می کنید که این انتخابات در ایران در حال برگزاری است ؟
ادامه مطلب
چند درصد مردم ايران آگاهانه درانتخابات رای نمی دهند؟
نوشته ای است پیشین در باره تعداد کسانی که آگاهانه در آخرین انتخابات برگزار شده در ایران آن را تحریم کردند. خرداد84 و پس از آن تحریمی ها مقصر به دولت رسیدن گروه محافظه کار آقای احمدی نژاد شناخته شدند.
به یاد دارم چند ماهی پس از انتخابات ریاست جمهوری یکی از اعضا ستاد اصلاح طلبان گفت که آنها اشتباه کرده اند که تمام تلاش خود را بر آرا تحریمی ها متمرکز کردند در حالی که تحریمی ها وزنی نداشته اند. چند روزی پس از انتخابات نیزیکی از نمایندگان مجلس ششم در یادداشتی به بررسی آماری انتخابات پرداخته و تحریمی ها را نیز در اردوگاه اصلاح طلبان گنجانده بودند با این استدلال که تحریمی ها نیز معتقد به اصلاح نظام حاکمند.پاسخ به این پرسش که چرا تحریم کنندگان آرا خود را به نفع اصلاح طلبان در صندوق ها نریختند که اگر چنین کرده بودند آقای معیین همان دور اول بر رقبا پیروز می شد البته جایی داده نشد مگر با فریاد های بیشتر احساسی بر سر شرکت نکنندگان در انتخابات. هرچند که از برخی مقالات وزین در این باره نیز نباید چشم پوشید که نقدهایی گاه اصولی و در خور توجه درباره تحریمی ها داشته اند و دارند.
آنچه این متن بدان پرداخته توجه به آرا نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، برسی وزن اپوزسیون و به دست آوردن آماری علمی از تعداد نسبتا دقیق تحریم کنندگان انتخابات (از روی علم وآگاهی و نه بی تفاوتی) است که به نظر چندان هم بی تاثیر بر انتخابات ها نیستند:
متوسط درصد شركت مردم ايران در انتخابات رياست جمهوري در 8 دوره گذشته64.08 درصد را بوده است.
بيشترين درصد شركت كنندگان مربوط به هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري یعنی" دوم خرداد 76" با
79.92 درصد است.
این آمار نشان می دهد در بهترين حالت كه تمام افراد و گروهها در انتخابات شركت كردند، جمهوري اسلامي توانست حدود 80 درصد از مردم را با خود همراه كند. همه مي دانيم كه راي بسياري از همين 80 درصد در سال 76 راي نه به جمهوري اسلامي بود كه به نام خاتمي در صندوق ها ريخته شد. البته بودند كساني كه در همان مقطع نيز از راي دادن در جمهوري اسلامي ابا كردند.
در اين بررسي آماري اما اينگونه در نظر مي گيريم كه همه اين 80 در صد به نوعي با نظام جمهوري اسلامي در سال 76 همراهي كردند و به اصلاحات در درون آن اميدوار بودند. از سويي ديگر در نظر مي گيريم هيچ درصدي در اين سال انتخابات را تحريم نكردند - صفر درصد - و بقيه 20 درصد شركت نكنندگان در انتخابات را كساني در نظر مي گيريم كه اصولا گرايش سياسي نداشته و نسبت به مسائل سياسي بي تفاوت بوده و يا اساسا كاري به مسئال سياسي در آن حد كه به پاي صندوقي بروند يا نروند ندارند.
با احتمال پذيرش مفروضات پيشين در طول 7 دوره انتخابات رياست جمهوري حداقل 16 در صد از مردم ايران در هيچ انتخابات رياست جمهوري( به غیر از انتخابات دوم خرداد) نتوانستند نماينده افكار خود را در بين نامزدهاي انتخاباتي بيابند و يا اساسا با اصل نظام مخالف بوده و همچون رهبران آن شركت در انتخابات نظام جمهوري اسلامي را راي به اصل نظام تلقي كرده اند.( این میزان شامل افرادی که در دوم خرداد نیز انتخابات را تحریم کردند نمی شود و تنها جهت دقت آمار ارایه شده میزان حداقل در نظر گرفته شده است).
متوسط درصد شركت مردم دردوره اول نهمين انتخابات رياست جمهوري بر اساس آمار اریه شده از سوی وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران 62.66درصد بود.
در اين انتخابات تحريم كنندگان تقريبا از هيچ تريبون و يا رسانه اي براي تبليغ افكار، ديدگاه ها و برنامه هاي خود برخودار نبودند. البته راديو، تلويزيون هاي لس آنجلسي در اين زمينه فعاليت هايي داشتند كه به تاييد اكثر تحريم كنندگان برنامه هاي اين رسانه ها نه تنها تبليغ تحريم نبوده كه بيشتر ضد تبليغ محسوب شده وحتي گاه شائبه دخالت و حمايت جمهوري اسلامي را نيز در پي داشت.
از سوي ديگر انتخابات نهم به نوعي از شفاف ترين و حساس ترين انتخابات ها محسوب شده و هر فرد ايراني احساس مي كرد كه بايد در آن نظر خود را ابراز نموده و به نوعي راي خود را در آن اعلام كند ولو با راي ندادن.
با پذيرش مفروضات فوق با كسر ميزان مشاركت62.66درصدي از بيشترين ميزان مشاركت79.29 در صد، به اين نتيجه مي توان دست يافت كه حداقل17.26 در صد از مردم ايران انتخابات رياست جمهوري نهم را تحريم كردند.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
برای اینکه روشن شود این راه اگر به ترکستان نمی رود به دمکراسی هم ختم نخواهد شد. این چند جمله را حوصله کنید:
جامعه ای را در نظر می آوریم که در آن مثلا 7 گروه از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضور دارند. هر کدام طرفداران و یارانی دست و پا کرده اند و نفوذی پیدا کرده اند.
گروهA ،صاحب 35 درصد آرا جامعه است.
گروه B، توانسته 20 درصد آرا جامعه را با خود همراه کند.
گرو C، ۱۵در صد آرا جامعه را دارد.
گروه D،۱۰ درصد آرا را در انتخابات به خود اختصاص می دهد.
گروه E نیز10 درصد آرا را در انتخابات کسب می کند.
و گروه های GوFنیزهر کدام 5 در صد میان رای دهندگان محبوبیت دارند.
بر این اساس در یک دمکراسی نسبتا سالم گروه A قادر است در انتخابات های برگزار شده با کسب 35 در صد آرا با "اکثریت نسبی" به پیروزی برسد. این چنین آرایی را رای های "ایجابی" می نامیم، یعنی رای دهندگان به گروه سیاسی و طبقه خود به دلیل اشتراک نظر ، دیدگاه و یا منافع طبقاتی شان رای داده اند. این آرا "همگن" هستند و تا حدود زیادی پایدار. گروه A نیز در صورت نیاز با ائتلاف با گروه B یا چند گروه دیگر که آرا کمتری دارند و دیدگاه هایی نزدیک تر، اکثریت خود را به بالای 50 درصد می رساند.
حال وضعیتی را در نظر آورید که رای د هندگان به وسیله گروهایی که دارای اکثریت نسبی نیستند، یعنی آرا ئشان از 35 درصد کمتر است تحریک می شوند که چه نشسته اید که گروه A گروهی تمامیت خواه، فاشیست، انحصار طلب، بر باد دهنده منافع ملی ، فاقد وجاهت جهانی و ... است.
این گروهای کم رای و یا دارای رایی کمتر از گروهA ، برای مقابله با گروه A سعی می کنند متحد شوند در حالی که منافع طبقاتی همسان، خواستگاه های اجتماعی یکسان و دارای دیدگاه های مشترک فرهنگی نیستند. تنها نطقه اشتراک شان مقابله با پیروزی A و شکست دادن آن است.
در این حالت نسبت آرا حدودا 35 به 65 خواهد بود یعنی" اکثریت مطلق". حال ممکن است این گروه پیروز که توانسته مخالفین A را متحد کند هر کدام از گروه های B.D.E. و یا حتی Fو G باشد. این آرا را " سلبی " می نامیم چرا که برای مقابله با A ،در صندوق ها ریخته شده و" ناهمگن" است. این همان چیزی است به به زبان ساده می گوییم " می دانیم چه نمی خواهیم اما نمی دانیم چه می خواهیم". در دمکراسی اکثریت نسبی، مردم بر اساس آنچه می خواهند رای می دهند و در دمکراسی بر اساس آرا سلبی مردم رای می دهند بر اساس آنچه نمی خواهند.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
بازی رویا فروشان
دوشنبه 13 آذر1385تدبیر کرده اند، منطقی اندیشیده اند اما نه برای کابوس های ما، نه برای فراز آمدن از قعری که فرو رفته ایم.
عقل هایشان را رو کرده اند.عصاره اندیشه هایشان را فرو ریخته اند در کاسه سفالین تدبیرشان و بازی ساخته اند.
می دانند و می بینند سالیان دازی است که فلک بر مداری دیگر می گردد و به گردش زمانه، ستارگانی نوتر فراز می آیند با تدبیری جدیتر تر، برای مردمانی که می گذرند بر زمین و شادی معمای حل شده زندگی آنهاست.
بازی ساخته اند از گردش افلاک برای ما. می چرخیم، می رویم، شور به راه می اندازیم، نور شعف از چشمانمان بیرون می تابد و آرزوها در خود فرو می بردمان.
ادامه مطلب
